تبليغاتX
scrollText(0) ღ♥ღ ازدواج موقت ღ♥ღ
 

ღ♥ღ ازدواج موقت ღ♥ღ

 

 

 

 

النکاح سنتی


فهرست اصلی

صفحه اصلی

love_30ghe@yahoo.com

آرشیو وبلاگ


دوستان

نازنین ومیلاد

تینا ووبلاگ عشق فقط تو

سپیده صبح

نبض خیس ساحل

وبلاگ مهدی جیگر

وبلاگ تخصصی یاهو مسنجر

مرجان یاهمون پیشی نازوکوچولو

یلداوآتشکده نفرت

رضا

خدای زیبائیها

آرامش برای لحظه های تنهایی

علی ونانسی

بهترین سایت دانلودمشهد

توپولو

نویدک

رهایی(پرنسس)

ترانه های عاشقانه


نوشته های پیشین

دی 1386

مرداد 1386


مردتنها


  RSS  

POWERED BY
. . .





Powered by WebGozar

. BLOGFA.COM

 

 

 

 

لطفا مشخصات خودرا به طور دقیق برای ماارسال کنید .ما پس ازبررسی مشخصات شما آن رادر سایت قرارخواهیم داد.تنها مشخصات کسانی رادرسایت قرارخواهیم دادکه ازآدرس صحیح ومشخصات درست استفاده کرده باشند .

باتشکر مدیر سایت :مردتنها

فرق زناباازدواج موقت(درجواب بعضی ازبازدیدکنندگان محترم که مصربودند فرق این دورا بدانند)

 

 

نوشته شده توسط مردتنها در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 22:55: <> |



دیدگاه اسلام درموردازدواج موقت دختران

دختر باکره و ازدواج موقت

ازدواج برای دختر باکره بدون اذن ولی جایز است ، مگر آنکه دیوانه و یا زیر ۹ سال باشد .

******

ازدواج موقت دوشیزگان

ازدواج موقت بین دختر و پسر از نظر اسلامی مانند ازدواج دائم است ولی اسلام شناسان و مراجع تقلید از زمان کهن تا به حال درباره اینکه دختر بتواند بدون اذن ولی ازدواج نماید اختلاف نظر داشته اند و بسیاری از آنان به خاطر دوری از هرج و مرج و فساد اذن ولی را شرط عقد می دانسته اند و می دانند . ولی بسیاری بر این عقیده اند که در اسلام بنابر حکم اولیه اذن ولی در عقد دختر بالغ و رشید شرط نیست چرا که ائمه اطهار (ع) در بسیاری از اخبار رسیده اذن ولی را در ازدواج باکره رشیده شرط نمی دانند و حتی در برخی از روایات ازدواج موقت دختران را بدون اذن ولی و در صورت عدم ازاله بکارت جایز می دانند.

******

ائمه اطهار (ع)

امام باقر (ع) فرمودند : زنی که مالک نفس خود ( آزاد) باشد و سفیه . مجنون و کودک نباشد . در چنین حالی شوهر کردن او بدون اجازه ولی جائز است.

امام صادق (ع) فرمودند : هر زنی که بخواهد اگر مالک نفس خود باشد ( یعنی کنیز یا دیوانه نباشد ) به ازدواج خودت  در آورد و اگر آن زن بخواهد می تواند وکیل بگیرد.

امام صادق (ع) فرمودند : بکر و غیر بکر مساوی است که باید نکاح به اذن آنها باشد و هیچ زنی را نکاح نمی توان کرد مگر به امر و رخصت او .

ابو عبد الله (ع) فرمودند : باکره می تواند بدون اجازه پدرش ازدواج کند.

امام صادق (ع) فرمودند : اگر دختر راضی شود بدون رضایت پدرش ازدواج موقت نماید  اشکالی ندارد.

امام صادق (ع) فرمودند :ازدواج موقت با دختر اشکالی ندارد . تا زمانی که دختر از باکره بودن خارج نشود . به خاطر آنکه ممکن است ( باکره نبودن دختر ) برای خانواده دختر یک عیب حساب شود.

*****

محضر مبارک آیت الله العظمی خامنه ای

بعد از سلام دختری هستم که فعلا به دلایلی شرایط ازدواج دائم برای من فراهم نمی شود و تمایل دارم برای رفع احتیاج با پسر یا مردی که به او علاقه دارم برای مدتی ازدواج موقت بکنم به نحوی که این ازدواج هیچ مفسده ای برایم ندارد و باعث حاملگی من نمی شود و ترک آن نیز موجب گناه می شود ولی اطمینان دارم پدرم در صورت اطلاع مخالفت خواهد کرد. در این صورت تکلیف اذن پدر و الزام بر اطلاع او برای من چگونه است.

آیت الله خامنه ای :

باسمه تعالی

ازدواج موقت یا دائم دختر باکره بنابر احتیاط واجب باید با اجازه پدر باشد ولی اگر دختر نیاز به ازدواج دارد و خواستگار هم کفو شرعی و عرفی او می باشد و در حال حاضر خواستگار دیگری که واجد شرایط باشد وجود ندارد اذن پدر ساقط است.

*******

نظر حضرت ایت الله بهجت

اظهر آن است که اذن پدر یا جد پدری ( در ازدواج دختر باکره ) شرط نیست

 اگر چه احتیاط مستحب آن است که اذن بگیرد.

*******

نظر حضرت آیت الله مکارم شیرازی

حضرت آیت الله مکارم شیرازی : دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد چنانچه باکره باشد احتیاط آن است که با اجازه پدر یا جد پدری ازدواج نماید ولی اگر همسر مناسبی برای دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند اجازه او شرط نیست، همچنین اگر به پدر یا جد پدری دسترسی نباشد و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشد یا این که دختر قبلاً شوهر کرده باشد که در این دو صورت نیز اجازه پدر و جد در ازدواج جدید لازم نیست.

******

نظر آیت الله شیخ محمد صادق الروحانی

ازدواج برای دوشیزگان بدون اذن ولی جایز است

*******

نظر آیت الله صافی گلپایگانی

آیت الله گلپایگانی : احتیاط این است که در ازدواج دختر باکره چه موقت چه دائم از پدر اذن حاصل شود لکن اگر دختر بالغه و رشیده بدون اجازه پدر ازدواج نموده صحیح است و در صورتی که زوج کفو باشد چه در دائم چه در منقطع و پدر امتناع نماید اذن او ( پدر ) ساقط است . 

******

فتوای میرزای قمی

سوال : آیا دختر بی اذن پدر و مادر می تواند شوهر کند یا نه ؟... و اگر بفرمایید که بی رضای والدین عقد صحیح است آیا ( در این صورت ) عاق والدین می شود یا نه ؟

جواب : رضای مادر مطلقا شرط نیست و در لزوم رضای پدر . در دختر بالغه باکره خلاف است و اقوی و اشهر و اظهر عدم اشتراط ( رضای پدر) است و عقد بدون اذن پدر صحیح است . ولکن احوط مراعات رضای اوست . و اما هرگاه پدر غایب باشد یا در موقوف داشتن عقد بر رضای پدر حرج و عسر لازم آید آنجا احتیاط هم ضروری نیست . و در صورت احتیاج دختر به شوهر و متضرر شدن او به ترک شوهر کردن . هرگاه ( دختر با رضایت پدر ) مخالفت بکند معلوم نیست که گناه باشد چه جای آنکه عاق باشد . بلی هرگاه دو نفر خواستگار او باشند و اختیار هریک از آنها ضرری به دختر نمی رسد پس مخالفت ( با نظر پدر ) در این جا دور نیست که معصیت باشد و به هر حال تحصیل رضای پدر و مادر در امور مباحه لازم است مگر اینکه ( رضای آنها ) منشا ضرر و حرج باشد . در اینجا فرقی در مابین باکره و غیر باکره نیست .

********

نظر عده ای از مراجع و صاحبان فتوی در ازدواج دوشیزگان

 دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد اگر بخواهد شوهر کند چنانچه باکره باشد بنابر احتیاط واجب باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد و اجازه مادر و برادر لازم نیست.

اگر پدر و جد پدری غایب باشند بطوریکه نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتیاج به شوهر کردن داشته باشدلازم نیست از پدر و جد پدری اجازه بگیرند و همچنین اگر از ازدواج با کسی که با دختر کفو است شرعا و عرفا و نیز اگر دختر باکره نباشد در صورتی که بکارتش بواسطه شوهر کردن از بین رفته باشد اجازه پدر و جد لازم نیست.

در این مساله بسیاری از علما نظر شبیه به هم دارند که اذن ولی را در دوشیزگان بنابر احتیاط واجب لازم می دانند مانند : حضرات آیات عظام شیخ محمد علی الاراکی – سید محمد روحانی – سید علی سیستانی – سید خوئی –شیخ فاضل لنکرانی .

********

محضر آیت الله العظمی گلپایگانی

سوال : زنی که صیغه می شود اگر دختر باکره باشد و در عین حال از ترس دیگری اقدام به این عمل نموده باشد این صیغه صحیح است یا نه ؟

آیت الله گلپایگانی : اگر مکره ( وادار شده ) بوده اثر ندارد مگر آنکه بعد از رفع اکراه راضی شود

*********

نتیجه گیری از آرای علما

تمامی علمایی که در ازدواج دختران ( در عقد موقت یا عقد دائم ) اذن ولی را بنابر احتیاط واجب شرط دانستند در واقع حکم قطعی بر باطل بودن (( عقد بدون اذن ولی )) را ندادند یعنی به علم کافی در این مساله نرسیده اند . لذا احتیاط واجب کردند و به تمام کسانی که از آن مراجع عالی قدر تقلید می کنند اجازه داده شده تا با رعایت میزان برتری علمی مرجعی که در آن مساله فتوا و نظر دارد تقلید نمایند .

 

نتیجه کلی

علمایی که در این مساله به احتیاط واجب حکم کردند اگر کسانی از این علما تقلید می کنند در مورد ازدواج دوشیزگانی که به حد رشد و بلوغ رسیده اند می توانند به فتوای مراجع عالی قدر :

آیت الله بهجت ، آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله روحانی و ...

 رجوع نمایند . در این صورت ازدواج آنها چه دائم باشد و چه موقت دقیقا با ظابطه شرعی بوده و هیچ ایرادی ندارد.

*********

ماده 1041 قانون مدنی

عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت یا تشخیص دادگاه صالح .

 

 

 منبع تمام مطالب این صفحه :

کتاب هدیه آسمانی ، رساله های حضرات مراجع تقلید و کتاب روابط زوجین در ازدواج موقت ، نویسنده : حسن گنجی – کارشناس ارشد حقوق خصوصی

ازدواج موقت در قرآن و روایات 1

از زنان آن کسانى که شما از آنان براى مدتى معین تمتع می ‏برید واجب است اجرتشان را بدهید.  آیه ۲۴ سوره نساء

*******

دارویی جز شوهر ندارند

امام صادق (ع) فرمودند : روزی رسول اکرم (ص) بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود : جبرئیل از پیشگاه الهی نزد من آمد و گفت دختران باکره مانند میوه روی درخت اند ، موقعی که می رسد اگر چیده نشود ، آفتاب فاسدش می کند و وزش باد آن را پراکنده می سازد ، همچنین دختران وقتی به حد بلوغ رسیدند و مانند زنان در خویشتن تمایل جنسی احساس کردند ، دارویی جز شوهر ندارند و اگر همسر نگیرند از فساد ایمن نیستند ، چرا که بشرند و بشر از خطا و لغزش مصون نیست .

 

فروغ کافی ج 5 ص 337

******

شرم حرام

پیامبر اکرم (ص): هرکه از حلال شرم کند خدا وی را به حرام مبتلا کند.

*******

آیه ۲۴ سوره نسا ( معروف به آیه ازدواج موقت )

در کافى به سند خود از ابى بصیر روایت کرده که گفت: من از امام ابى جعفر(ع)از مساله متعه پرسیدم، فرمود: بله در قرآن این مساله نازل شده، و فرموده:"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة" (1) .

و در همان کتاب به سند خود از ابن ابى عمیر از شخصى که نامش فراموش شده، و یا از نسخه افتاده از امام صادق(ع)روایت کرده که فرمود: آیه اینطور نازل شده بود:" فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى، فاتوهن اجورهن"(از زنان آن کسانى که شما از آنان براى مدتى معین تمتع مى‏برید واجب است اجرتشان را بدهید" (2) .

مؤلف قدس سره: این قرائت را عیاشى نیز از ابى جعفر(ع)نقل کرده، جمهور - یعنى علماى اهل سنت - نیز آن را به چند طریق از ابى بن کعب و عبد الله بن عباس روایت کرده‏اند، که انشاء الله روایاتش خواهد آمد، و شاید منظور از امثال این روایات این باشد که بفهمانند مراد آیه این است، نه اینکه بخواهند بفهمانند آیه اینطور نازل شده بوده، و آن چند کلمه از آیه افتاده است.

و در همان کتاب به سند خود از زراره روایت کرده که گفت: عبد الله بن عمیر لیثى به حضور امام ابى جعفر باقر(ع)آمد، و عرضه داشت: در باره متعه زنان چه مى‏گوئى؟.

امام فرمود، خداوند هم در کتابش آن را حلال کرده، و هم بر زبان پیغمبرش، پس متعه تا روز قیامت‏حلال است، عبد الله عرضه داشت: اى ابى جعفر آیا مثل تو کسى چنین فتوا مى‏دهد، با اینکه عمر آن را حرام کرد و از آن نهى نمود؟.

حضرت فرمود: هر چند که عمر تحریم کرده باشد، عرضه داشت: من تو را به خدا پناه مى‏دهم از اینکه حلال کنى چیزى را که عمر آن را حرام کرده.

زراره مى‏گوید: امام باقر(ع)در جوابش فرمود: خیلى خوب، تو بر عقیده صاحبت ‏باش، من هم به عقیده رسول خدا(ص)باقى مى‏مانم حال بیا تا با تو بر سر این مساله ملاعنه و مباهله کنم(یعنى بر این که قول رسول خدا(ص)حق، و قول صاحب تو عمر باطل است) عبد الله عمیر رو به آن حضرت کرد و گفت آیا دوست مى‏دارى زنان و دختران و خواهران و دختر عمه‏هاى تو متعه شوند؟حضرت وقتى شنید که او نام زنان و دختر عموهاى آن جناب را برد روى از او برگردانید (3) .

و در همان کتاب به سند خود از عبد الرحمان بن ابى عبد الله روایت کرده که گفت: من از ابو حنیفه شنیدم که داشت از امام صادق(ع)از مساله متعه سؤال مى‏کرد، حضرت پرسید.از کدام متعه مى‏پرسى - از متعه زنان، و یا متعه حج - عرضه داشت منظورم متعه حج‏بود، ولى فعلا مرا خبر ده از مساله متعه زنان، آیا این عمل حق است؟حضرت فرمود: سبحان الله مگر کتاب خدا را نخواندى که مى‏فرماید: "فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة" عرضه داشت: به خدا سوگند مثل اینکه این آیه‏اى است که تاکنون آنرا نخوانده‏ام (4) .

و در تفسیر عیاشى از محمد بن مسلم از امام باقر(ع)روایت کرده که فرمود:جابر بن عبد الله از سیره رسول خدا(ص)سخن مى‏گفت: از آن جمله گفت: من و یارانم با رسول خدا(ص)به جنگ مى‏رفتیم، رسول خدا(ص) عمل متعه را برایمان حلال کرد، و تا زنده بود حرامش نکرد، و على(ع)بارها مى‏فرمود: اگر پسر خطاب یعنى عمر قبل از من خلافت را به دست نمى‏گرفت، و از دست من نمى‏ربود، احدى جز شقى مرتکب زنا نمى‏شد(در نسخه‏اى دیگر به جاى شقى کلمه اشقى - یعنى شقى‏ترین مردم - آمده)، و ابن عباس در تفسیر آیه: "فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى فاتوهن اجورهن فریضة"مى‏گفت: این مردم یعنى دستگاه خلافت - به این آیه کفر ورزیدند، ولى رسول خدا(ص)آن را حلال کرد، و تا زنده بود تحریمش نفرمود (5) .

و در همان کتاب است که ابى بصیر از امام باقر(ع)نقل کرد که در باب متعه و در معناى آیه شریفه: "فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة"فرمود: یعنى اگر مدت متعه سر آمد، مى‏توانى تو پیشنهاد تمدید مدت دهى، و او نیز مى‏تواند مدت را بیشتر کند، در صورتى که زن راضى باشد، مرد مى‏گوید: "استحللتک باجل آخر - یعنى ترا حلال مى‏کنم براى مدتى دیگر"که در این صورت این زن براى غیر تو حلال نیست، تا آنکه عده‏اش سر آید، و عده زن متعه دو حیض است (6) .

و از شیبانى روایت کرده که گفت امام باقر و امام صادق(علیهما السلام)در تفسیر جمله: "و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة"، فرموده‏اند: تراضى به این است که مرد اجرت زن را زیاد کند و زن مدت عقد را (7) .

مؤلف قدس سره: روایات در باره مطالب گذشته به طور تواتر و حداقل به طور استفاضه از ائمه اهل بیت(علیهم السلام)رسیده، و آنچه ما نقل کردیم نمونه‏اى از آنها بود، و اگر کسى بخواهد به همه آنها آگاه شود، باید به جوامع حدیث - از قبیل: کافى و من لا یحضره الفقیه و استبصار و تهذیب و امثال آن - مراجعه نماید.

 

 

نوشته شده توسط مردتنها در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 21:8: <> |



 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     مردتنها    

. ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎‎ ‎.‎